در زمین عشقی نیست که زمینت نزند اسمان را دریاب

 

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...

اما . . .چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

نوشته شده در جمعه 03 آذر 1391ساعت 00:03 توسط nahid2012| ارسال نظر(0) |

 

سرم راشاید دیگران درنبودنت گرم کنند

 


   امادلم راهرگز!!!!!

 

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 23:57 توسط nahid2012| ارسال نظر(0) |


خـــــدایــــــا می

گویند مرگ حق است.

 خدایا حقم را می خواهم
...

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 23:07 توسط nahid2012| ارسال نظر(0) |

 من مانده ام و این بغض لعنتی ....

 خدایا ... دیگر نه ....

 نمی خواهم امشب هم با گریه صبح شود !

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 23:03 توسط nahid2012| ارسال نظر(1) |

منتظر هیچ دستی در هیچ جای


این دنیا نباش.



اشکهایت را با دستهای خودت


پاک کن همه رهگذرند

 

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 22:49 توسط nahid2012| ارسال نظر(2) |

 

شب را دوست دارم ...!

چرا که در تــــاریکی ..

چهره هــــــا مشخص نیست

و هــــر لحظه

این امیـــــد در درونــــم ریشه می زند

که آمـــــده ای

ولــــی من ندیده ام ! ...

 

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 22:38 توسط nahid2012| ارسال نظر(0) |

مـن

بـه هـمـیـن هـسـت و نـیـسـت هـا

عـا د ت کـر د ه ا م ;

گـا هـی هـسـت

گـا هـی نـیـسـت . . .

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 22:35 توسط nahid2012| ارسال نظر(0) |

عشق کلمه ایست سه حرفی

که دیگر حرفی از ان نخواهم زد

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 22:15 توسط nahid2012| ارسال نظر(1) |

 
 
 
 
من گاهی اوقات مجبورم
 

به آرامشِ عمیقِ سنگ حسادت کنم
 

چقدر خیالش آسوده است

چقدر تحملِ سکوتش طولانی‌ست....

 
 
 
 

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 22:02 توسط nahid2012| ارسال نظر(2) |

آنگاه که بودی

دلتنگت بودم...

 

حال که رفته ای

نگرانت ...

نوشته شده در پنج‌شنبه 02 آذر 1391ساعت 21:20 توسط nahid2012| ارسال نظر(1) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران